..::
خانه
|
RSS
|
تماس با ما
|
اوقات شرعی
|
پست الکتریکی
::..
پیام های قدیمی کاربران(پیش از تابستان سال 90)
| اطلاعیه های اخیر |
|
درخواست همکاری با ما تصویر ماهواره ای از فیروزآباد |
| چهارشنبه سوری ؟! |
|
زردی من از تو و سرخی تو از من ، غم برو شادی بیا * * * *![]() چهارشنبه سوری جشنی بوده که مردم با برپا کردن آداب رسوم خاص برای خودشان یادآور شوند که غم ها و تاریکی های سال کهنه را همراه با زباله ها بسوزانند و سال نو را با شادی آغاز کنند. ایرانیان از چند هزار سال پیش تاکنون پسین چهارشنبه آخرین هفته سال را جنش چهارشنبه سوری برپا می کنند. درگذشته رسم به اینصورت بوده که سحرگاه چهارشنبه مردم شهر برمی خواستند ، زباله های شهر را جمع می کردند و در مکانی می انباشتند. سپس به هنگام پسین هر کوچه یا محله ای هفت آتش به صورت پشت سر هر روشن می کردند و از روی آنها می پریدند. به جمله " زردی من از تو و سرخی تو از من ، غم برو شادی بیا" را زمزمه می کرده اند. در این جمله زرد نماد سردی و افسردگی و... و سرخ نماد گلگونی و سرحال و... است. در این جشن آتش را خاموش نمیکردند و خاموش کردن آن را بد میدانستند بعد از اینکه آتش تا آخر سوخت حاجی فیروز مقداری از دودهی آتش را به صورت خود مالیده و به راه نامعلومی میرفت و برای مردم آرزوی اتحاد و همبستگی میکرد پس از رفتن او مردم خاکسترها در جایی میگذاشتند تا باد آن را ببرد. گرچه امکان اینکه ما چهار شنبه سوری را بصورت کاملا سنتی برپاکنیم وجود ندارد ولی ما نیز می توانیم با برپا کردن جشن و شادی سعی کنیم کینه ها ، افسردگی ها و پلیدی های سال کهنه را فراموش کنیم و به سال نو نگاهی تازه کنیم. براستی که ایران و ایرانی و فرهنگ زیبایش چقدر انسان را به زندگی امیدوار میکند. سال خوشی را داشته باشید. پاینده باد ایران |
پیام های قدیمی کاربران(پیش از تابستان سال 90)
| تبلیغات |
![]() مکانی برای تبلیغات رایگان شما....
بازدید ها
دیروز:46
امروز:191 تمام:56652 امروز 29/2/91 , ساعت 10:40 صبح |
| درباره |
|
من اردشیر، پسر پاپک، پسر ساسان ...[56] می خواهم درباره تو بگویم ولی نمی دانم از کجایت آغاز کنم ای سرزمین کیانی ، ای زادگاه ساسانی و ای خطه ی دلیرپرور ، از قلعه دخترت بگویم که نماد نجابت در کنار قدرتت است یا از مناره ی شهر گورت که دانش مردمت را به رخ میکشد. دوست داری از تلخی های سرگذشتت بگویم؟ از حمله اسکندر، از شکنجه شدن روزبه ، از نفرین فیروز یا از افتخاراتت ؟ از دلیری فیروز و مهرک و از قدرت اردشیر .ولی نه آنچه من میدانم محتوای کتاب های چاپی است که انسانهای سنگ دل عصر ماشین نوشته اند آنکه باید بگوید تویی باید فریاد بزنی و از سرگذشتت بگویی تا ما بدانیم که چه بوده ایم و چه شده ایم باید بگویی که چرا به خشم آمدی و رودخانه تنگ آب زندگی بخشت را خشکاندی ، باید بگویی چه شد که مهرنرسه هایت احتکار می کنند؟ چرا جوانانت بجای اینکه بدنبال ارتش اسکندرها بگردند بروی هم تیغ می کشند؟ آن فرهنگ مهمان نوازیت که بی بی حورهای غریب را می پذیرفت کجا رفت؟ ... |
| موضوعات |
| نوشته های جالب |
|
عکس از طبیعت فیروز آباد عکس هایی از فیروزآباد نکته ای جنجالی در سفر احمدی نژاد به فیروزآباد نامه حضرت علی به حاکم فیروزآباد نژاد و زبان در شهر فیروزآباد تاریخچه فیروزآباد |
| ابزار ها |
|
خبرنامه:
آب و هوای فیروزآباد: |

*
